تبليغاتX
دست نوشته های رها
اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را نیز از دست خواهی داد.

(شکسپیر)

 

یاد گرفته ام که فرصت ها هرگز از بین نمی روند٬بلکه آنچه را که من از دست می دهم دیگری به دست خواهد اورد. که تا زمانی که عاشق نشده ام هیج گاه کامل نخواهم بود٬ که اگر در وجود خود به تلخی ها پناه دهید٬خوشی ها در وجود دیگری پناه خواهند  گرفت. که هر قدر زمان کمتری داشته باشم٬کارهای بیشتری انجام خواهم داد و یاد گرفته ام که نه زمان٬بلکه عشق مرهم همه ی زخم هاست.که مهربان بودن٬مهم تر از بر حق بودن است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 4:18  توسط رها صالحی  | 

نوشته ها گاهی پیامی ندارند. فقط ارسال میشوند که باور کنی اونی که فکرشو نمیکنی الان به یادته.   

 

در قدیم جسم فرد را به بردگی می بردند ولی اکنون روح را به بردگی می برند و در ظاهر جسم آزاد است. مردم فکر می کنند برده نیستند ولی برده ترند.

 

دوست داشتن مثل الاکلنگ می مونه..اونی که عاشقتره خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 3:21  توسط رها صالحی  | 

دوربین ها معمولا با چهار نوع لنز قابل استفاده هستند که به لنزهای (( نرمال )) ٬ ((واید )) ٬(( تله)) و لنز ((زوم )) معروفند.

لنز(( نرمال ))

اگر فاصله  کانونی لنزی حدودا" برابر با قطر نگاتیو مورد استفاده دوربین آن لنز می باشد ٬ آن لنز برای آن دوربین نرمال محسوب می شود.زاویه دید لنز نرمال در حدود ۵۰درجه یعنی برابر با زاویه دید چشم انسان است.و طول فاصله کانونی لنز نرمال که برای دوربین شانزده میلیمتری به کار می رود حدودا" برابر فاصله کانونی لنز چشم انسان یعنی ۲۵ میلیمتر است.

لنز (( واید ))

اگر فاصله کانونی لنز کوتاهتر از قطر نگاتیو دوربین باشد آن لنز برای آن دوربین لنز واید به حساب می آید.به علت کوتاهتر شدن فاصله کانونی ٬زاویه دید٬ بزرگتر از زاویه لنز نرمال می شود و به دلیل گسترش عمق و بعد و فشرده شدن تصویر اشیا و عوامل داخل صحنه ٬عناصر بیشتری از صحنه ی داخل کادر دوربین قرار خواهند گرفت ٬اما تصویرشان از لنز نرمال کوچکتر خواهند بود.زاویه دید لنز واید در حدود ۸۰ درجه است.

لنز((تله))

این لنز با داشتن فاصله کانونی بزرگتر از قطر نگاتیو ٬ فضای داخل کادر تصویر را محدود کرده٬ عناصر واجزای دورتر را بزرگتر نشان می دهد.استفاده از لنز تله ٬ باعث درشت شدن تصویر موضوع و در نتیجه افزایش اهمیت آن و توجه بیشتر بیننده به موضوع می شود.

لنز ((زوم))

این لنز می تواند از تله  به نرمال و واید و یا بالعکس تغییر وضع دهد.بنابراین می تون در یک نما بدون قطع کار دوربین ٬ تصویر دور و ریزی از یک جسم تا تصویر درشت و نزدیکی از آن بدست آورد٬ یعنی از نامی خیلی دور تا نمای خیلی نزدیک.

حرکت زوم به طرف موضوع می تواند توجه و علاقه و دور شدن از آن حالت ترس و یا تنفر از موضوع را القا کند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 22:0  توسط رها صالحی  | 

الف ـ تغییر دادن فاصله موضوع نسبت به دوربین

هرچه فاصله دوربین به موضوع کمتر باشد ٬فضا و عناصر کمتری از صحنه ی داخل کادر قرار میی گیرند٬اماتصویر آنها درشت تر خواهد بود بنابراین برای دشتر نشان دادن یک موضوع و یا عناصر داخل نما باید دوربین را به آنها نزدیک کرده٬یا موضوع را به طرف دوربین حرکت داد و برعکس برای کوچکتر شدن موضوع باید دوربین را از آن دورتر کرد.در عکاسی به هنگام چاپ عکس می توان با بزرگ کردن عکس فضای کارد و کمپوزیسیون را اصلاح کرد و تعداد عناصر را کاهش داد.

ب ـ تغییر دادن فاصله کانونی لنز دوربین

تغییر دادن فاصله کانونی لنز دوربین می تواند اندازه موضوع و عناصر و عوامل داخل کادر را نسبت به فضای نما تغییر دهد.از این لحاظ می توان هنگامی که امکان تغییر دادن فاصله دوبین وجود ندارد با تغییر دادن فاصله کانونی لنز آن اندازه تصویر را کنترل کرده ٬ کمپوزیسیون را تغییر داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 21:26  توسط رها صالحی  | 

یک فیلم سینمایی ازهرسبکی که باشد باید مانند کتاب ازیک یا چند فصل تشکیل شود٬هرفصل ازیک فیلم سینمایی را (سکانس ) می گویند.یک سکانس از یک و یا چند صحنه (سن) تشکیل می شود و هرصحنه را یک و یا چند نما تشکیل می دهند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 21:15  توسط رها صالحی  | 

نما (شات)کوچکترین واحد یک فیلم سینمایی است و عبارت است از تصویر و یا تصاویری که در یک زمان ممتد کار دوربین یعنی از زمان به کار افتادن کلید (شاتر) دوربین تا متوقف شدن آن روی نوار فیلم ثبت می شود. بنابر این یک (نما ) چندین تصویر ثابت از یک عمل مداوم و پی در پی است که به واسطه ی حرکت ۲۴ کادر در یک ثانیه دستگاه نمایش فیلم ثبت می شود. نماهای یک فیلم چه ثابت چه متحرک (حرکت موضوع و یا حرکت دوربین و یا هر دو با هم )بافت تشکیل دهنده ی یک فیلم سینمایی هستند)  
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 21:8  توسط رها صالحی  | 

در مرحله نخست فیلمنامه مهمترین عامل در تولید و حرکت فکری فیلم است. در حقیقت فیلمنامه از هر نظر سکوی پرش طراح برای خلق فضایی مطلوب به شمار می آید٬ از یک فیلمنامه ی بد نمی توان فیلمی خوب ساخت. کارگردان با همکاری نزدیک طراح صحنه از همان ابتدای کار از امکانات طراحی صحنه و خلاقیت طراح برای تجلی دیدگاه خاص خود در فیلم هایشاستفاده می کند. در واقع به جرئت می توان گفت که ویژگی های طراحی صحنه ی یک فیلم نشان دهنده ی سبک٬ روش و نوع جهان بینی خاص کارگردان آن است٬ در نتیجه آنچه قرار است کارگردان مسبب آن باشد کاملا وابسته است به استعداد و امکانات او برای ایجاد ارتباط با این عوامل٬ و تنها در صورتی موفق خواهد شد که به توانایی خلاق آنها ایمان کامل داشته باشد و اینکه یک کارگردان موفق کارگردانی است که دارای استعداد ذاتی باشد که می داند چگونه با دیگران عمل کند نه بر دیگران عمل کند(بر بازیگران) و بازیگر عبارت است از دستیابی به قوه ی تصور و تخیل تماشاگر از طریق انتقال مستقیم صور خیال حسی٬ آنچه بازیگر لمس می کند ما نیز به عنوان تماشاگر در تصور و تخیل خود لمس می کنیم. بدیهی سازی یکی از فنون ایجاد ارتباط است که کارگردان با بازیگر و بازیگر با تماشاگر بر قرار می کند. هدف آن این است که با شخصی ترین روش ممکن به اکتشاف بپردازیم٬ زیرا آنچه از درون به بیرون بازیگر به حرکت در می آید همان است. بدیهی سازی باید به تمهیدی بدل شود که بازیگر بتواند در سطحی صمیمانه با همکنشی متقابل) رابطه ی خود را با بازیگر دیگر کشف کند٬ در واقع بدیهی سازی نوعی بازی کاملا تخیلی است که می تواند لحظات پر رمزو راز یک نمایشنامه را روشنی ببخشد ومستلزم تجربه است وبرای تمرین است نه اجرا.    
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 18:18  توسط رها صالحی  | 

 کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

همه ی روزها عاشوراست کل زمین کربلا

در عشق به حسین مکن تردید        جرم کوفیان نبود کمتر از یزید

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 0:0  توسط رها صالحی  | 

پنجشنبه ساعت ۸صبح تقریبا" همه ی بچه های ارتباطات تصویری و چاپ و نشر همراه با استاد محترممان آقای حجت الاسلامی و مدیر گروهمان سرکار خانم بخشی سمت شهرک غزالی حرکت کردیم ابتدا تهران قدیم با صدای مرحوم بنان که فضا را طبیعی تر و زنده تر جلوه می داد و تحمل سرمای هوا را آسانتر ساخته بود سپس به سمت مدینه و دیوارهای کاهگلی اش.و اورشلیم که صحنه هایی از فیلم های اصحاب کهف-مریم مقدس و ... را تداعی می کرد ستونهای بلند و ضخیم- درب های محکم و سنگ فرش های بزرگ که همگی نشان دهنده ی قدرت و عظمت آن دوره بود.تقریبا" تمام قسمت های شهرک را مشاهده کردیم و برای بازدید از چاپخانه اطلاعات راه افتادیم ساختمانی بلند و با عظمت ابتدا به سالن کنفرانس دعوت شدیم و با صحبت آقای آل آقا  مسئول روابط عمومی که توضیحاتی مختصر از تاسیس روزنامه که درسال ۱۳۰۵ و اینکه علاوه بر روزنامه- نشریه و مجله ی هفتگی و اینکه تا کنون ۵۰ عنوان کتاب نیز از این چاپخانه به چاپ رسیده و ... سپس قسمت های مختلف که به صورت مجزا از هم به تکمیل روزنامه می پرداختند بازدید کردیم. ابتدا قسمت گیرنده ی خبر که خبر گذاری ها اخبار را دریافت و به واحد های مختلف ارسال می کردند سپس قسمت حروف چینی کامپیوتری که بعد از اتمام با اصل خبر مطابقت داده میشد و برای صفحه بندی و بعد هم برای چاپ فرستاده میشد. دستگاه ایمیج ستر تهیه ی فیلم در چهار رنگ تجزیه و بر روی زینک کپی گرفته میشد و به صورت نگاتیو در قسمت روتوش که دستی صورت می گرفت لکه گیری و کار آماده به مونتاژ منتقل میشد و دستگاه پلیت مثل ایمیج ستر ولی برای این دستگاه از طریق نور و حرارت چاپ صورت می گرفت سپس به قسمت موزه ی چاپخانه رفتیم که بسیار زیبا بود انواع ابزار و روزنامه و دستگاه های چاپ قدیمی و بعد مشاهده ی دستگاه های بزرگی که چاپ را انجام می دادند سپس طبقه ی زیرین که پر از رول های بزرگ کاغذ بود رفتیم و آخرین جایی که رفتیم سالن نهارخوری بود که خستگی و گرسنگیمان را پایان بخشید.

در آخر از استاد ارجمندم که باعث وبانی چنین تجربه ی بالایی شد کمال تشکر را دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 4:16  توسط رها صالحی  | 

سلام سلام   پیشاپیش  زیباترین شب سال  رو به همه تبریک می گم  

و به همه بچه ها ی ارتباطات برای ساختن فیلم ها خسته نباشید می گم و همین طور خودم

هیچ وقت یادم نمیره برای گرفتن فیلم که می خواستیم بریم قرار بود گروه خودمون + تصویر بردار 

(فامیل ندا) بریم .اما داداشم گفت منم میام که من حسابی دپرس شدم گفتم حالا بچه ها میگن

این چرا با داداشش اومده و...دست و پاگیره و...رامون نمیدن زیاد باشیم و....خلاصه هزارتا فکر تو خودم

ولی جالب اینکه وقتی رسیدیم فاطمه با داداشش.محدثه با پسر دایش و ندا هم که با فامیلشون بود

خلاصه که این جوری .خاطرات زیاد ولی خوب با همین یه دونه فعلا" سرگرم باشیم تا بعد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 15:3  توسط رها صالحی  |